سومی

هرسه مقابل پنجره نشسته خیره به دریا

یکی از دریا گفت

دیگری گوش کرد

سومی نه گفت

ونه گوش کرد

اودرمیانه ی دریا بود غوطه وردر آب

ازپشت پنجره حرکات او آرام وواضح

درآبی پریده رنگ آب

درون کشتی غرق شده ای چرخید

زنگ نجات غریق را به صدا درآورد

حباب های ریزی با صدای نرم برروی دریا شکستند

ناگهان یکی پرسید

((غرق شد؟))

دیگری گفت:

((غرق شد))

سومی ازعمق دریا نگاه شان کرد

گویی به دونفرکه غرق شده اندمی نگرد.

( یانیس ریتسوس  )

cbheartflowers250506.gif

/ 2 نظر / 19 بازدید
دكتر مجتبي كرباسچي

سلام اين جاي بسي خوشوقتي ومباهات است كه با شما لينك كنم لذا من با شما موافقم وشما را جزء پيوندها قرار دادم صاحبدلان

نازی

وب زیبایی داشتید ممنون که به وب من اومدی شما را لینک کردم خوشحال میشم شما هم این کار را بکنید