ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٦  

(نغمه ی اول)

 

ای فوم به حج رفته کجایید کجایید                          معشوق همیین جاست بیایید بیایید(غزلیات مولانا)

 

 

به خود نگاه کن کمی دقیق تر کمی زیباتر وکمی منصف تر

ببین  طلوعی که هر روز به شوق دیدنش هزاران ستاره را از کف آسمان می پیمودی  تا فقط برای یک بار دعوتت را اجابت کند روزی میلیون ها میلیون بار در چشمان خودت نگاره می شود وتو بی رحمانه آن را نه تنها از خودت بلکه از دیگران نیز دریغ می کنی  چشمانت را بگشا وآن تلالو مهربانی قلبت را به جهان وهر آن چه دراوست عرضه دار این تلالو از طلای ناب قلبت سرچشمه می گیردطلایی  که مهربتان ترین ترین مهربانان  باعشق، وجودت را با آن بیاراست و خواست که توهم مهربان باشی .بیا تا با هر طلوع  به خانه تکانی دلمان برویم تاپیش از انجماد قلب هایمان چشمان ما نیز لحظه به لحظه طلوع کندوجهان وآرزوهایمان  را با امیدی صد چندان نظاره کنیم.

 

واینک به قلبت سری بزن به شمع خاموش امیدت دستی بکش  . نوری ازآنش کن وآن گاه پروانه ی  روزهایت را به طوافش بفرست .اگر بخواهی امیدواری از آن توست و در کوله بارش دنیایی از آرزوهایت را به دوش می کشد .پس امیدوار باش.

 

وتاعمق وجودت پیش رو گرمای آرامش بخش وجودی برتر را احساس می کنی؟آری او همان مهربان ترین مهربانان است که از خودت به خودت نیز نزدیکتر ویاور همیشگی توست پس ترست را نیزبه قعر دره ی فراموشی بسپار وپرواز کن به سوی آرزوهای کمال بخشت.  

 

                                                                                   نویسنده:(نیلوفرآبی)

                                                                                                     


 
ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٦  

خواص درمانی جواهرات و سنگ های قیمتی


امروزه مراکز تحقیقاتی بی شماری در سراسر دنیا به تحقیق بر روی اثرات در مانی سنگها و جواهرات پرداخته اند و از این دانش در جهت در مان بیماران استفاده می کنند.

-----------------------------------
الماس (DIYAMOND)
این سنگ شفاف و به رنگهای :زرد کمرنگ ،قهوه ای کمرنگ،خاکستری کمرنگ،و گاه به رنگهای سفید ، آبی ، سیاه ، صورتی ، سبز کمرنگ و بیرنگ است.
نوع مثلثی شکل آن در مقابل آفتاب دارای قوس و قزح است . الماس دارای طیف رنگی نیلی و مرتبط با سیاره زهره ،ونوس و ناهید است .

نماد:وفاداری، پختگی، بالندگی،پایداری، عقل و دانش،قدرت.

محافظ در برابر ارتشاعات و افکار منفی و سحر و جادو،رسیدن به روشن بینی،آرامش بخش، غلبه بر منیت و نفس اماره،غلبه بر دشمنان،پیری زود رس،ایجاد خوش شانسی و برکت و خوش بختی.

جلوگیری از :ایجاد سنگ مثانه و کلیه و کیسه صفرا،ترس ، سکته، شهوت جنسی در زنان، برق گرفتگی، گزیدگی.

تقویت:استخوان ها ، مخچه، عضلات ، غدد، روده، معده، اعصاب، دو نیمکره ی مغز، هوش و حافظه، قدرت اراده، چشم ها، قدرت بدنی و جنسی.


تسکین دردهای:معده و میگرن.
درمان:مسمومیت ها ،رماتیسم،بیماری های خونی ، آسم، بیماری های ریوی ، دیابت ، نازایی، لاغری، آپاندیست، تنبلی، بی اشتهایی، اضطراب، افسردگی، سیاه سرفه،صرع کودکان قارچ های مو وناخن و ................
.سنگ آمتیست
این سنگ دارای سطح انرژی بالایی میباشد به گونه ای که میتواند جهت آرام سازی و همگام سازی انرژی های بدن به کار رود .
نحوه ی کاربرد کاملا ساده است ، قطعه ای از این سنگ را تهیه نموده و در حیطه ی چاکرای قلب قرار دهید ، با این عمل انژی های منفی شما کنترل و جذب سنگ خواهند شد.

عقیق(AGATE)
این کانی به رنگهای متنوع می باشدمانند:سفید تا خرمایی،زرد، قرمز، سیاه، کبود، قرمز قهوه ای، سبز ، جگری و خاکستری.

خواص سری:تخیل برانگیز، از بین برنده ی ترس ومیل به خودکشی،باز کردن انقباضات گلو، بیان افکار و احساسات، ایجاد خلاقیت، دور کننده ی امواج منفی و دشمنان و جانوران موزی و سمی، طول عمر، ایجاد پایداری و ثبات، برکت،تعدیل فعالیت های جنسی مازاد،خوش شانسی.

تسکین دردهای:پشت ، کمر درد، پاها، استخوان ها، عضلات.

تقویت:ریه ها، معده، کبد، مغز، دستگاه گوارش، زایمان، چشم ها، دستگاه تولید مثل، رشد جنین، شنوایی، شجاعت و آرامش.

درمان:سوزش و خونریزی معده، ناهنجاری های مغزی، غدد، بی اشتهایی و کمک به هضم غذا، بیخوابی، رماتیسم، اسهال، آبله، گرفتگی عضلات،تومور ها،ورم ها، خونریزی لثه، پروستات، صرع، بیماری های کبد وروده و طحال، یبوست، جنون، ترس و زخم ها.

------------------------------------------------------------------------------------------------------
مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر...

  استفاده از اشعار ومقالات این وبلاگ با نام نویسنده و نام وبلاگ ، بلامانع است

       ولی در غیر این صورت ، مستوجب عذاب وجدان و حرمت شرعی خواهد بود .

 


 
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٦  

این که روزت را چگونه آغاز می کنی .تعیین می کند زنرگی را چگونه و کجا به پایان خواهی برد.

به یاد داشته باش که : خوشبختی این نیست که ((که )) هستی یا ((چه))داری .خوشبختی صرفا آن چیزی است که در فکر تو می گذرد.

تنها فرصتی که یقینا از آن توست همین لحظه است همین لحظه ی باشکوه...............

ممکن از نا ممکن پرسید: خانه ات کجاست ؟پاسخ داد: در رویاهای یک ناتوان.

"توی زندگی می تونی از دو راه موفق باشی یا از هوش خودت یا از بی هوشی دیگران."

مردان شجاع فرصت می آفرینند، ضعفا منتظر فرصت می نشینند. مردان که بزرگ زاده نمی شوند بلکه ساخته می شوند.


 
ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٦  

نیایش

نور را پیمودیم ،دشت طلا را در نوشتیم.

افسانه را چیدیم،وپلاسیده فکندیم.

کنار شن زار، آفتابی سایه بار، مارا نواخت.درنگی کردیم. 

 برلب رود پهناور رمز رؤیا راسربریدیم.

ابری رسید ومادیده فروبستیم.

ظلمت شکافت ،زهره رادیدیم،وبه ستیغ برآمدیم.

آذرخشی فرودآمد،ومارادرنیایش فرودید.

لرزان،گریستیم .خندان گریستیم.

رگباری فروکوفت:ازدر همدلی بودیم.

سیاهی رفت سربه آبی آسمان سودیم،درخورآسمان شدیم.

سایه را به دره رها کردیم .لبخند رابه فراخنای تهی فشاندیم.

سکوت ما به هم پیوست ،وما،((ما))شدیم.

تنهایی ما تا دشت طلادامن کشید .

آفتاب از چهره ی ما ترسید.

دریافتیم ،وخنده زدیم .

نهفتیم وسوختیم.

هرچه بهم تر،تنهاتر.،

ازستیغ جدا شدیم:

من به خاک آمدم،وبنده شدم وتو بالا رفتی وخدا شدی.

سهرا ب سپهری

 

Prayer

We crossed the light recorded the golden field

We reaped fables and threw down faded

Beside the sandy duns a sun caressed us like Shadow we hesitated

 We beheaded dreams beside a vast mysterious River bank

 A cloud arrived and we shut our eyes

Darkness broke we saw Venus and climbed the mountain ridge

A lightening fell and observed us praying

Trembling we wept laughing we cried

The cloud throw down a shower and we were harmonious

Blackness vanished we rubbed our heads in the sky

And sank our heads in the "khoor"of skies

We abandond the shadow in valleys cast our smile at the vast void.

Our silence joined each other and we two become one

Our solitude stretched up to the golden field

The sun was frightened of our face

We understood and laughed

We hid and burnt

The more closer and lonelier

We separated ourselves from the mountain ridge

I descended to earth and become Gods subject

You ascended and became a god


 
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٦  

  

ماه راکه نگاه می کردم

پشت پنجره آمدی وگفتی

((من؟))

توراکه نگاه میکنم

ماه ها

از پشت پنجره می گذردو

من

هنوزچیزی نگفتم!


 
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٦  

سومی

هرسه مقابل پنجره نشسته خیره به دریا

یکی از دریا گفت

دیگری گوش کرد

سومی نه گفت

ونه گوش کرد

اودرمیانه ی دریا بود غوطه وردر آب

ازپشت پنجره حرکات او آرام وواضح

درآبی پریده رنگ آب

درون کشتی غرق شده ای چرخید

زنگ نجات غریق را به صدا درآورد

حباب های ریزی با صدای نرم برروی دریا شکستند

ناگهان یکی پرسید

((غرق شد؟))

دیگری گفت:

((غرق شد))

سومی ازعمق دریا نگاه شان کرد

گویی به دونفرکه غرق شده اندمی نگرد.

( یانیس ریتسوس  )


 
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٦  
این وبلاگ متعلق به نيلوفرآبی می باشد
 
 
 
 
---


--- بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد - -